رهام در پاییز در مهد کودک
سلام سرخی فصل های من
سلام نازنین پسرم ، امیدم عشقم ، گل نازم.
دیروز بعد از دو روز که به دلیل یبوست مهد نرفته بودی رفتی مهد. بعدش دیدم از مهد سه تا کتاب بهت دادن. کتاب ریاضی یک و ریاضی دو و زبان و یک سی دی
وای رهام اینقدر ذوق کردم که نگو. باهم نشستیم جلدشون کردیم با نایلون هایی که بابا برای جلدش خریده بود و اسمت رو روش چسبوندم. چقدر ذوق داره که آدم بچش مدرسه بره ، موفق باشه و بزرگ بشه و با هیچ لذتی قابل قیاس نیست. فدای چشمات بشم عکس کتابات رو برات می گذارم.
کلی برنامه کلاسی هم برات چیدن ، موندم تو کار مهد کودکت که آخه یک عدد نی نی سه سال و 8 ماهه رو چه به این کارا و کلاسها دورت بگردم من. که اینقدر آقای شدی.
روز جمعه هم باید من و تو بابا بریم کلاس برای آشنایی با مربی هات و برنامه های مهدت برای پاییز. و دوره تحصیلی جدیدت.
رهامم مامان عاشقته


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


رهام در پاییز در مهد کودک
