محرم سال 1389
عزاداریهاتون قبول حق باشه.
این عکس مال دو سال پیشه ،که رهام 10 ماهش بوده.


رهام مامان این چند روز تا صدای طبل و سنجد و دهل می شنید میگفت بریم حسین حسین. بعد هم که می رفتیم همش شروع می کرد به سینه زدن. واقعا اینو باور دارم که عشق حسین (ع) از بچگی تو خون ما و بچه های ماست. خدایا این عشق رو از بچه های ما نگیر.
این لباسها رو مادرجون خدا بیامرز برات خریده بود. وای خوش به حال اون موقع که مادرجون بود. اگه بدونی چقدر دلتنگشم. مخصوصا توی این روزهای محرم.
خدایا سر سفره امام حسین باشه. خیلی دلم براش تنگه. خدا همه مادرها رو نگهداره و سالم و سلامت باشن.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


محرم سال 1389
