دوست دارم
سلام آبنبات
عسل پسر مامان، امشب خیلی دلم گرفته دلم میخواد تا صبح تو رو توی بغلم بگیرم و بخوابم. اما دلم نمی یاد. علت خاصی نداره فقط دلم گرفته. نازنین پسرم امروز توی تلویزیون یک دکتری داشت صحبت می کرد میگفت بچه هایی که دیر صحبت می کنن اصلا ربطی به هوششون نداره . اگه بقیه کارهاشون عادیه و مشکلی ندارن هیچ اشکالی نداره که دیر صحبت کنن باید باهاشون بیشتر حرف بزنید. جنابعالی می تونی حرف بزنی ها ولی تنبلی می کنی. همین امشب سر میز شام گوشی تلفن رو برداشتی قشنگ ادا کردی "موبایل" دوباره گفتم رهام چی ؟ گفتی "موبا" بابا هم پرسید رهام باز بگو ؟ گفتی "موبا" ولی 5 دقیقه بعدش هرچی گفتم بگو موبایل ؟ گفتی " مو" اخه تنبل !!! چرا فقط دو حرف اول همه کلمات رو میگی. چند شب پیش از جلوی پیتزا فروشی که همیشه می ریم پیتزا میخوریم (پیتزا زرین) رد شدیم برگشتی گفتی "پی" اخه مامان دورت بگرده تو که اصلا پیتزا خور نیستی اینها رو از کجا یاد گرفتی. جالب اینجاست که تمام جاها رو هم بلدی مثلا روبروی همین پیتزا فروشی یکی دیگه هم هست که روی شیشه هاش اب می ریزه به اون که می رسی میگی "آبَ" ، به خیابونی که بابا همیشه ازش نون بربری می خره هم که می رسیم زود میگی "نون" و تا بابا نره نون نخره و یک تیکه دست تو نده همین طور میگی نون. راستی جدیدا مامان خیلی بد غذا شدی. تنها چیزی رو که با رغبت می خوری همین نون و برای صبحانه هم سرلاک . بابا میگه اخه مرده گنده هنوز سرلاک می خوری ؟؟ تازه بابا اخطار کرده که من دیگه سرلاک نمیخرم . رهام باید صبحانه خوب بخوره. عزیزم راست میگیه بابا. خیلی لاغر شدی یعنی لباسهای پارسالت همه اندازه ته البته به غیر از لحاظ قدی. فدای قدت بشم فقط اون خوب بلند میشه ماشالله. الان قدت 95 سانت و وزنت 14 کیلو .
رهام باز برات یک ماشین جدید خریدم تو این دو سه هفته اخیر این سومی ولی تو که سیرمونی نداری هرچی می ریم بیرون باز میگی "ما" این یکی یک لامبورگینی نارنجی که دراش رو به بالا باز میشه. حالا عکس ماشین های جدیدتم میگذارم برات عزیزم.
راستی این خانوم دکتره میگفت که باید بچه ها از زیر سه سالگی دیگه توی اتاق خودشون بخوابن. نمی دونن که پسر گل من از 8 ماهگی توی تخت خودش و تو اتاق خودش میخوابیده و عاشق تختشم هست. امکان نداره که بیاد رو تخت ما بخوابه. تازه صبحها که از خواب بیدار میشه از تختش می یا د پایین می اد مستقیم سراغ مامان و از سر کول مامان بالا میره گاهی اوقاتم همون جا خوابش می بره. واسه همین من هیچوقت درد سر اینکه از خودمون جداش کنم را خدا رو شکر نداشتم. یک خوبی دیگه هم داره اینه که از کنار من جم نمی خوره اگه صد سال هم بگذره تا من توی یک اتاقم امکان نداره از اون اتاق بره بیرون اگه برم تو آشپزخانه همون جاست خلاصه دور و بر مامانه. واسه همین خیالم راحته که اگه من خوابم ببره تو جایی نمی ری و یه چیزی دست نمی زنی . قربونت برم که اینقدر اقایی.

اینم یک عکس از همون موقع ها که کوچولو بودی

تمام زندگی منی . رهام تو عمرم هیچکس رو قد تو دوست نداشتم. خیلی ها رو دوست داشتم ولی دوست داشتن تو واقعا فرق داره. آدم گاهی به کسی که دوست داره مثلا میگه جونمو برات می دم ولی پای عمل که برسه مطمئنا این کار رو نمیکنه آخه جون خیلی عزیزه ولی در مورد تو ، جونم که هیچ حاضرم همه چیزمو بدم ولی افتاب پوستت رو نسوزونه خال روت نیافته پشه نیشیشت نزنه. الهی فدات بشه مامان که اینقدر تو عزیزی مهربون ترینم.
گل نازم اینم بگم و واسه امشب بسته من وقتی که خیلی عشقولانه می شم بغلت میکنم و محکم فشارت می دم و قربون صدقه ات می رم ، تو نزدیک یک ماهی هست که بازو های منو میگیری هی چنگ می زنی و فشار می دی و دندوناتو روی هم فشار می دی . مامان جون تمام بازوهام کبوده ، هر کس می بینه مگیه چی شده
میگم کار اقا رهامه !!!! هر چی هم باهات دعوا می کنه مقابله به مثل می کنم نازت میکنم میگم منو ناز کن حریفت نمی شم که نمی شم . ایشالله اینم از سرت می افته مثل بقیه کارهایی که میکردی و یادت نیست و دیگه نمی کنی. فدای اون مژه های قشنگت بشه مامان . هر بلایی دلت میخواد سر مامان بیار.
مامان بازم دوست داره


دوست دارم
