رهامرهام، تا این لحظه: 16 سال و 8 ماه و 20 روز سن داره

یک فرشته آسمونی، گل مامان و بابا

دوست دارم

1391/5/18 10:10
نویسنده : مامان پروانه
428 بازدید
اشتراک گذاری

سلام آبنبات

عسل پسر مامان، امشب خیلی دلم گرفته دلم میخواد تا صبح تو رو توی بغلم بگیرم و بخوابم. اما دلم نمی یاد. علت خاصی نداره فقط دلم گرفته. نازنین پسرم امروز توی تلویزیون یک دکتری داشت صحبت می کرد میگفت بچه هایی که دیر صحبت می کنن اصلا ربطی به هوششون نداره . اگه بقیه کارهاشون عادیه و مشکلی ندارن هیچ اشکالی نداره که دیر صحبت کنن باید باهاشون بیشتر حرف بزنید. جنابعالی می تونی حرف بزنی ها ولی تنبلی می کنی. همین امشب سر میز شام گوشی تلفن رو برداشتی قشنگ ادا کردی "موبایل" دوباره گفتم رهام چی ؟ گفتی "موبا" بابا هم پرسید رهام باز بگو ؟  گفتی "موبا" ولی 5 دقیقه بعدش هرچی گفتم بگو موبایل ؟ گفتی " مو" اخه تنبل !!! چرا فقط دو حرف اول همه کلمات رو میگی. چند شب پیش از جلوی پیتزا فروشی که همیشه می ریم پیتزا میخوریم (پیتزا زرین) رد شدیم برگشتی گفتی "پی" اخه مامان دورت بگرده تو که اصلا پیتزا خور نیستی اینها رو از کجا یاد گرفتی. جالب اینجاست که تمام جاها رو هم بلدی مثلا روبروی همین پیتزا فروشی یکی دیگه هم هست که روی شیشه هاش اب می ریزه به اون که می رسی میگی "آبَ" ، به خیابونی که بابا همیشه ازش نون بربری می خره هم که می رسیم زود میگی "نون" و تا بابا نره نون نخره و یک تیکه دست تو نده همین طور میگی نون. راستی جدیدا مامان خیلی بد غذا شدی. تنها چیزی رو که با رغبت می خوری همین نون و برای صبحانه هم سرلاک . بابا میگه اخه مرده گنده هنوز سرلاک می خوری ؟؟ تازه بابا اخطار کرده که من دیگه سرلاک نمیخرم . رهام باید صبحانه خوب بخوره. عزیزم راست میگیه بابا. خیلی لاغر شدی یعنی لباسهای پارسالت همه اندازه ته البته به غیر از لحاظ قدی. فدای قدت بشم فقط اون خوب بلند میشه ماشالله. الان قدت 95 سانت و وزنت 14 کیلو .

رهام باز برات یک ماشین جدید خریدم تو این دو سه هفته اخیر این سومی ولی تو که سیرمونی نداری هرچی می ریم بیرون باز میگی "ما" این یکی یک لامبورگینی نارنجی که دراش رو به بالا باز میشه. حالا عکس ماشین های جدیدتم میگذارم برات عزیزم.

راستی این خانوم دکتره میگفت که باید بچه ها از زیر سه سالگی دیگه توی اتاق خودشون بخوابن. نمی دونن که پسر گل من از 8 ماهگی توی تخت خودش و تو اتاق خودش میخوابیده و عاشق تختشم هست. امکان نداره که بیاد رو تخت ما بخوابه. تازه صبحها که از خواب بیدار میشه از تختش می یا د پایین می اد مستقیم سراغ مامان و از سر کول مامان بالا میره گاهی اوقاتم همون جا خوابش می بره. واسه همین من هیچوقت درد سر اینکه از خودمون  جداش کنم را خدا رو شکر نداشتم. یک خوبی دیگه هم داره اینه که از کنار من  جم نمی خوره اگه صد سال هم بگذره تا من توی یک اتاقم امکان نداره از اون اتاق بره بیرون اگه برم تو آشپزخانه همون جاست خلاصه دور و بر مامانه. واسه همین خیالم راحته که اگه من خوابم ببره تو جایی نمی ری و یه چیزی دست نمی زنی . قربونت برم که اینقدر اقایی.قلبماچ

اینم یک عکس از همون موقع ها که کوچولو بودی

تمام زندگی منی . رهام تو عمرم هیچکس رو قد تو دوست نداشتم. خیلی ها رو دوست داشتم ولی دوست داشتن تو واقعا فرق داره. آدم گاهی به کسی که دوست داره مثلا میگه جونمو برات می دم ولی پای عمل که برسه مطمئنا این کار رو نمیکنه آخه جون خیلی عزیزه ولی در مورد تو ، جونم که هیچ حاضرم همه چیزمو بدم ولی افتاب پوستت رو نسوزونه خال روت نیافته پشه نیشیشت نزنه. الهی فدات بشه مامان که اینقدر تو عزیزی مهربون ترینم.

گل نازم اینم بگم و واسه امشب بسته من وقتی که خیلی عشقولانه می شم بغلت میکنم و محکم فشارت می دم و قربون صدقه ات می رم ، تو نزدیک یک ماهی هست که بازو های منو میگیری هی چنگ می زنی و فشار می دی و دندوناتو روی هم فشار می دی . مامان جون تمام بازوهام کبوده ، هر کس می بینه مگیه چی شده تعجب میگم کار اقا رهامه !!!! هر چی هم باهات دعوا می کنه مقابله به مثل می کنم نازت میکنم میگم منو ناز کن حریفت نمی شم که نمی شم . ایشالله اینم از سرت می افته مثل بقیه کارهایی که میکردی و یادت نیست و دیگه نمی کنی. فدای اون مژه های قشنگت بشه مامان . هر بلایی دلت میخواد سر مامان بیار.قلب مامان بازم دوست داره

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

مامانی درسا
8 خرداد 91 3:06
هزار ماشاالله به این پسر گل ..... انشاالله همیشه سالم باشی پسرم ...... مامانی به ما هم سر بزن خوشحال میشیم


سلام مامان درسا جون. خاله ما همیشه به شما سر می زنیم و لینکتون کردیم. مرسی که اومدیم پیشمون بازم بیایین. بوس
مامان ا تنا
8 خرداد 91 12:45
سلام مامان رهام قربون اون دلت که مثله دل خودم همیشه گرفتس ولی میارزه به تموم دلای شاد. راست میگی بچه مثله جونه اگه نباشه نیستیم پس فقط تنها دلخوشی وجود اونه خدا از هم جداتون نکنه.بهش فرنی بده/عدسی/عسل/ حلوا ارده اردکان /خرما


اره واقعا. قربونت برم من مگه میخوره همش با دعوا تنها چیزی که بهش علاقه داره بادوم هندیه اگه روزی یک کیلو هم بدی می خوره. بقیه چیزا با بدبختی می خوره مگه اینکه میکسش کنم که نفهمه چی خورده
مامان اتنا
8 خرداد 91 12:47
ازرهام جونی عکس بزار مامانی


اره میخوام بگذارم ولی هی تنبلی میکنم نمی گذاره یک عکس درست حسابی ازش بگیرم که حالا قول می دم فردا ازش بگیرم و براش بگذارم. بوس
مامان نیاز
8 خرداد 91 19:43
سلام مامانی اصلا نگران نباش خودش به زودی زود غافلگیرت میکنه و حرفایی میزنه که تصورش هم نمیکنی نگران خوراک بچه ها هم نباید بود آخه فکر کنم بچه های الان از کوچیکی به فکر سلامتی و هیکلاشونن